برچسب ها :فریدون مشیری

به سختی می خروشم: های باران!

عشق به باران
به سختی می خروشم: های باران!…
تو که جان میدهی بر دانه در خاک
غبار از چهرِ گل ها می کُنی پاک
غمِ دل هایِ ما را شستشو کن
برای ما سعادت آرزو کن
"
فریدون مشیری"




به جز او عالمی را بردم از یاد

b joz o alami ra bordam az yad-[Blue Eyes]
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد
 (فریدون مشیری)




شعر سکوت (فریدون مشیری)

shere-sokot-moshiri-[Blue Eyes]
من سکوت خویش را گم کرده‌ام!
لاجرم در این هیاهو گم شدم

من، که خود افسانه می‌پرداختم
عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم!…

(بیشتر…)




نازِ چشم

عکس پلنگ با چشم های ناز
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود
ناز چشم تو ، بقدر مژه بر هم زدنی….

"فریدون مشیری"




دست (فریدون مشیری)

عکس دست های به هم پیوسته دو عاشق
از دل و دیده ، گرامی تر هم
آیا هست ؟
– دست ،
آری ، ز دل و دیده گرامی تر :
دست !
زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان ،
بی گمان دست گرانقدرتر است ….

(بیشتر…)




مثل باران-مثل مروارید

قطره آب روی برگ
من نمیگویم درین عالم
گرم پو، تابنده، هستی بخش
چون خورشید باش
تا توانی
پاک، روشن
مثل باران
مثل مروارید باش 

"فریدون مشیری"




  • صفحه 1 از 2
  • 1
  • 2