برچسب ها :غم

آغوش خاک

عکس دختر تنها نشسته روی زمنی
حسادت
نکن..
آنکه بعد از تو مرا سخت در آغوش می گیرد؛
خاک است!




غروب پاییز (فریدون مشیری)

شعر فریدون مشیری - دلم خون شد از این افسرده پاییز
شعر زیبای فریدون مشیری به همراه عکس:
دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد
شرنگ افزای رنج زندگانی ست
غم او چون غم من جاودانی ست
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته جامش شکسته
گل و گلزار را چین بر جبین است
نگاه گل نگاه واپسین است

(بیشتر…)




زندگی باید کرد

عکس قلب با دو دست

زندگی باید کرد…  گاه با تلخی راه
گاه با یک گل سرخ  گاه
با یک دل تنگ
گاه باید رویید درمیان باران
گاه باید خندید با غمی بی پایان…




بیداری شبانه

عکس دختر تنها و ناراحت در رختخواب
غم انگیز است….
شب از پهلویی به پهلوی دیگر شوی
ببینی تاریکی
از جای خود تکان نخورده است!




به سختی می خروشم: های باران!

عشق به باران
به سختی می خروشم: های باران!…
تو که جان میدهی بر دانه در خاک
غبار از چهرِ گل ها می کُنی پاک
غمِ دل هایِ ما را شستشو کن
برای ما سعادت آرزو کن
"
فریدون مشیری"




سلیس و ساده بگویم “دلم گرفته برایت”

دلم گرفته برایت
 به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه‌های صدایت
نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت
ترا ز جرگه‌ی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت
تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمی‌کنم اگر ای دوست، سهل و زود ، رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟
به کبر شعر مَبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت
"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ی عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت
"منبع"




  • صفحه 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3