برچسب ها :زخم عشق

نخند…

nakhand [Blue Eyes]
نخند
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب. نخند!
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری

نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند

نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده
 
نخند!
به دستان پدرت
به جاروکردن مادرت

(بیشتر…)




طعنه زخم

tane-zakhm [Blue Eyes]
زخم هایم به طعنه میگویند: دوستانت چقدر با نمک اند!




زخم

زخمزخم ها خوب می شوند!
اما “خوب شدن” با “مثل روز اول شدن” خیلی فرق دارد …