برچسب ها :رفیق

توقف ممنوع

man-haminam [Blue Eyes]
میدانی رفیق . . .
نه زیبایم . . .
نه مهربان . . .
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .
فقط برای خودم هستم . . .
خوده خودم . . .
صبورم و سنگین . . .
سرگردان . . .
مغرور . . .
قانع . . .
با یک پیچیدگی ساده . . .
و مقداری بی حوصلگی زیاد . . .
برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را . . .
هیچ ندارم . . .
راهت را بگیر و برو . . .
حوالی ما توقف ممنوع است . . .

"وبلاگ میلاد"




شاه

شاه
مهره ها را بهم بریزید!
بازی نمی کنم در شطرنجی که رفیقم …. شاه نیست!




رفیق

رفیق [Blue Eyes]
صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق!
تو دلت سبز،لبت سرخ، چراغت روشن
چرخ روزیت همیشه چرخان!
نفست داغ و تنت گرم…
دعایش با من