برچسب ها :دوست واقعی

داستان زیبای دختر و عروسک

عکس عروسک پاره
دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟
مهمان با مهربانی جواب داد:بله
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونا یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
… و پیش خودش فکر کرد:حتماً باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد
و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته باشم، دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه،
اونوقت دلش میشکنه




دلم یک دوست می خواهد

عکس نوشته- دلم یک دوست می خواهد
دلم یک دوست میخواهد
که خیلی مهربان باشد
دلش اندازه دریا ،
به قدر آسمان باشد
نجابت خانه اش باشد ،
صفا سرمایه اش باشد
و در شهر وجود او محبت رایگان باشد




طعنه زخم

tane-zakhm [Blue Eyes]
زخم هایم به طعنه میگویند: دوستانت چقدر با نمک اند!




توقف ممنوع

man-haminam [Blue Eyes]
میدانی رفیق . . .
نه زیبایم . . .
نه مهربان . . .
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .
فقط برای خودم هستم . . .
خوده خودم . . .
صبورم و سنگین . . .
سرگردان . . .
مغرور . . .
قانع . . .
با یک پیچیدگی ساده . . .
و مقداری بی حوصلگی زیاد . . .
برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را . . .
هیچ ندارم . . .
راهت را بگیر و برو . . .
حوالی ما توقف ممنوع است . . .

"وبلاگ میلاد"




زمستان (اخوان ثالث)

عکس شعر نو زمستان
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است .
وگر دست محبت سوی کس اری
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است…

(بیشتر…)




یک نفر

درک کردن و سردرگمی در شهر شلوغ
حتی اگر درمیان مردمان این شهر شلوغ
یک نفر تو را بفهمد کافیست!

"وبلاگ میلاد"




  • صفحه 1 از 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 5