برچسب ها :بازی با احساسات

بازی با بودنمان، با نبودنشان

bazi ba bodaneman dar nabodaneshan-[Blue Eyes]
گاهی شاید لازم باشد از یاد ببریم؛
یاد همه آن هایی را که با نبودنشان
بودنمان را؛
به بازی گرفتند!




حلال و حرام عشق

halal-haram-eshgh [Blue Eyes]
از من خواست حلالش کنم
همان کسی که…
با بی رحمی…
محبت هایم (و محبت هایش) را حرام کرده بود.




بازی

ببر گیج
بعضیا کات مات حالیشون نیست !
فقط دوس دارن بازی کنن !




به همین سادگی

faramoshi [Blue Eyes]
نمی بخشمت
ولی فراموشت می کنم
همیشه به همین سادگی از ادمای بی ارزش می گذرم . . .




بغض عشق

دلقک [Blue Eyes]
غمگینم…..
همانند دلقکی که روی صحنه چشمش ب عشقش افتاد
که با معشوقش به او میخندیدند……




تـــــو!

گاهی [Blue Eyes]
گاهی "تو"…
گاهی غم
"تو"
گاهی یاد "تو"

آخر این "توکار مرا تمام می کند!




  • صفحه 1 از 3
  • 1
  • 2
  • 3