برچسب ها :امام علی (علیه السلام)

بهونه اولین اشک

تنهایی و خلوت با خدا
نمی دونم امشب بهونه "اولین قطره" اشکت چیه
ولی… 
واسه "آخرین قطره" اشکت، اگه بهونه ای نداشتی…
منم دعا کن!




گمانم ابن ملجم یا علی گفت

فزت و رب الکعبه ( شب قدر)
ز لیلایی شنیدم یا علی گفت – به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است – که هر دیوانه دیدم
 یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد – به گوش غنچه آندم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشته – چو بر میخاست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد – زبس بیچاره مریم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده میشد – یقین آنجا علی هم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمیشد – گمانم ابن ملجم یا علی گفت
دلا باید که هردم یا علی گفت – نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
که در روز ازل قالوبلا را – هر آنچه بود عالم یا علی گفت
محمد در شب معراج بشنید – ندایی آمد آنهم یا علی گفت
پیمبر در عروج از آسمانها – بقصد قرب اعظم یا علی گفت
به هنگام فرو رفتن به طوفان – نبی الله اکرم یا علی گفت
به هنگام فکندن داخل نار – خلیل الله اعظم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد – کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
کجا مرده به آدم زنده میشد – یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
علی در خم به دوش آن پیمبر – قدم بنهاد و آندم یا علی گفت