Monthly archives: دی, ۱۳۹۲

حلال و حرام عشق

halal-haram-eshgh [Blue Eyes]
از من خواست حلالش کنم
همان کسی که…
با بی رحمی…
محبت هایم (و محبت هایش) را حرام کرده بود.




کوچه

koche-moshiri [Blue Eyes]
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم…

(بیشتر…)




یه حرف!

ye-harf [Blue Eyes]
گاهی اوقات از یه حرف اینقد دلت میشکنه
که حتی نای اعتراض هم نداری
فقط نگاه میکنی
و بی صدا میشکنی….




درد

dard [Blue Eyes]
تنها چیز باکیفیت توی زنگیمون "درد" بود
که هر قدر کشیدیم، پاره نشد…




شرافت سکوت

sherafat-sokot [Blue Eyes]
گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد!




هر چه باداباد

badabad [Blue Eyes]
گاهی نیاز داریم بی خیال شویم؛
بی خیال گذشته
بی خیال آینده
بی خیال احساس،
بی خیال اگرها و شایدها
گاهی لازم است
بگوییم هر چه باداباد !




  • صفحه 3 از 6
  • 1
  • ...
  • 2
  • 3
  • 4
  • ...
  • 6