Monthly archives: مرداد, ۱۳۹۲

از تو نوشتن

هوا [Blue Eyes]

این جا برای از تو نوشتن هوا کم است!




حرف دل

ترجمه دل [Blue Eyes]
ترجمه کردن حرف دل خیلی وقت می خواد!
ولی خلاصش اینه که…
خیلی عزیزی




مادر!

مادر [Blue Eyes]
دندانم شکست، برای شن ریزه ای که در غذایم بود.
درد کشیدم ، نه برای دندانم ،برای کم شدن سوی چشم مادرم

"حسین پناهی"




زیر باران

زیر باران [Blue Eyes]
خوانده بود:
"زیر باران باید رفت."
فکر میکرد …
"زیر باران باید،رفت."




حرف های نگفته

حرف هیا نگفتنی [Blue Eyes]
حرف های نگفتنی را شب ها برای او می نویسم…
راه آسمان خلوت است!




ملکه!

بچه کوچولو [Blue Eyes]
I Want to tell you a story about Queens

(بیشتر…)




  • صفحه 3 از 7
  • 1
  • ...
  • 2
  • 3
  • 4
  • ...
  • 7