دسته بندی :چشم های آبی

غـــــــرور

غـــــــرور [Blue Eyes]
من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم
کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی … !
غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد
با تـــکـــــه هـــایـــــش
شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــد زد … !




دلخوشی ها کم نیست

دلخوشی ها کم نیست [Blue Eyes]
روزگارا تو اگر سخت به من میگیری
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست
گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند
لیک باور دارم،
دلخوشی ها کم نیست،زندگی باید کرد…




ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ

تنهایی [Blue Eyes]
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ…
حتی وﻗﺘﯽ ﭼﺮاغ اﺗﺎﻗﻢ ﺧﺎﻣﻮش اﺳﺖ,
حتی وﻗﺘﯽ از او ﺧﺴﺘﻪ ام و ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ,
ﺣﺘﯽ وﻗﺘﯽ از او ﻏﺎﻓﻠﻢ و ﺑﺎ دﯾﮕﺮی ﮔﺮم ﮔﺮﻓﺘﻪ ام!
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ زﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖ اﻣﺎ دوﺳﺘﺶ دارم




باز باران…

cat-6-1920x1200 [Blue Eyes]
باز باران، با ترانه میخورد بر بام خانه.
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران؟ گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین.
در پس آن کوی بن بست… در دل تو، آرزو هاست.
کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز.
یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد.
باز باران، باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه بی بهانه
شایدم، گم کرده خانه




گنجشک کوچک

گنجشک [Blue Eyes]
اگه گنجشک کوچک من بودی، در بهار تو درختی پر شکوفه بودم.




قدرت تنهایی

تنها [Blue Eyes]

تنها بودن قدرت می خواهد
و این قدرت را کسی به من داد ،
…که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم