دسته بندی :شعر نو

دلم تنگ است

دلم تنگ است [Blue Eyes]
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است…
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است…؟




عشق

عشق
نه کسی منتظر است…
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه




دلخوشی ها کم نیست

دلخوشی ها کم نیست [Blue Eyes]
روزگارا تو اگر سخت به من میگیری
با خبر باش که پژمردن من آسان نیست
گرچه دلگیرتر از دیروزم،
گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند
لیک باور دارم،
دلخوشی ها کم نیست،زندگی باید کرد…




باز باران…

cat-6-1920x1200 [Blue Eyes]
باز باران، با ترانه میخورد بر بام خانه.
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران؟ گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگین.
در پس آن کوی بن بست… در دل تو، آرزو هاست.
کودک خوشحال دیروز، غرق در غمهای امروز.
یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته بر باد.
باز باران، باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه بی بهانه
شایدم، گم کرده خانه




دل من

hjhbn [Blue Eyes]
دل من نرم تر از جنس حریر
دلم از جنس بلور
گر تورا قصد شکستن باشد
سنگ بی انصافیست
یک تلنگر کافیست…




قدرت تنهایی

تنها [Blue Eyes]

تنها بودن قدرت می خواهد
و این قدرت را کسی به من داد ،
…که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم




  • صفحه 8 از 8
  • 1
  • ...
  • 6
  • 7
  • 8