دسته بندی :سیب

دستان خدا

dastan-khoda [Blue Eyes]
خدای من…
دستانت که مال من باشد ؛
هیچ کس مرا دست کم نمی گیرد !




بهار

عکس عاشقانه از انگشتان دست
پاییز یا زمستان… چه تفاوتی دارد؟
حضورت…
صدایت…
نفس‌هایت…
و گرمی دستانت…
بهاری می‌کند سرزمین مرا…




سبقت از سایه ها

سایه و نور و درخت
سبقت از سایه ها به بیشتر دویدن نیست !
 به سوی نور که باشی
 سایه ها در پس تواند حتی آنگاه که ایستاده ایی . . .




خدایا!

khoda [Blue Eyes]
خدایا مرا ببخش
تو بی حد به من نعمت دادی
و من برای شکرت دانه های تسبیح را با دقت می شمارم




یک قدم با تو تمام گام های مانده اش با من

شعر نو در باره خدا
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست می دارم
تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را، آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیزا، من خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی. یا خدایی، میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم…

(بیشتر…)




خوش به حال خدا

خوش به حال خدا [Blue Eyes]
خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست
و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم . . .




  • صفحه 2 از 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 5