دسته بندی :دلشکسته

غروب پاییز (فریدون مشیری)

شعر فریدون مشیری - دلم خون شد از این افسرده پاییز
شعر زیبای فریدون مشیری به همراه عکس:
دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد
شرنگ افزای رنج زندگانی ست
غم او چون غم من جاودانی ست
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته جامش شکسته
گل و گلزار را چین بر جبین است
نگاه گل نگاه واپسین است

(بیشتر…)




رویای با تو بودن

آغوش عاشقانه
رویاهای با تو بودنم را آب برد

شاید به خاطر
چشم تو تو بود
که از سر دلتنگی
در آغوش من،
برای دیگری اشک می ریخت…




بُت

قلب سنگی
گاهی تا "سنگ" نباشی…
"بت" زندگی هیچکس نخواهی بود..

"باران عشق"




عشق پوچ

خیانت دختر و پسر به معشوق خود
بیزار باش از معشوقی که :
اسم هرزگی هاش رو بگذارد " آزادی "
اسم نگرانی هایت را بگذارد "گیر دادن "
و برای بی تفاوتی هاش "اعتماد داشتن به تو " را بهانه کند…..!!!




من همینم!

عکس دختربچه ناز نشسته روی زمین
من همینم!
جالبش می دونی چیه؟!
تو همینم نیستی…!!!




بسوزان اما نشکن!!!

عکس نوشته بسوزان اما نشکن
درخت گفت آتش را میبخشم اما تبر را هرگز !
پس بسوزان اما نشکن




  • صفحه 2 از 8
  • 1
  • 2
  • 3
  • ...
  • 8