داستان زیبای دختر و عروسک

عکس عروسک پاره
دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟
مهمان با مهربانی جواب داد:بله
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونا یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
… و پیش خودش فکر کرد:حتماً باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد
و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!
دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته باشم، دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه،
اونوقت دلش میشکنه

مطالب مرتبط بر اساس موضوع

  • ملکه!ملکه! (۵)
    ...I Want to tell you a story […]
  • ماه خدا…ماه خدا… (۳)
    اولی :امسال روزه می گیری؟ دومی :آره اگه خدا […]
  • شیشه افکار (حسین  پناهی)شیشه افکار (حسین پناهی) (۵)
    ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﺗـﻌﻄﯿــﻞ […]
  • سپاسسپاس (۳)
    تمام سپاسم از کسی است که به من نیاز نداشت... اما فراموشم […]

اشتراک گذاری جمله های زیبا به همراه عکس در شبکه های اجتماعی :


اگه از این جمله خوشتون اومد؛ ما رو با یه کلیک ساده، تو گوگل محبوب کنید!