چهار فصل زندگی من

چهار فصل عاشقانه
می خندی,
بهار می شود
و پرنده های مهاجر به خانه باز می گردند
می رقصی,
تابستان می شود
و یک کودک تاب را تجربه می کند
بغض می کنی
پاییز می آید
و خیابان ها عاشق می شود
اشک میریزی,
زمستان می شود
و پرنده های شهر من کوچ می کند
تا بهار دیگر,تاخنده دیگر…!

مطالب مرتبط بر اساس موضوع

  • مادرمادر (۶)
    عمق محبت یک انسان چقدر میتواند باشد؛ (بهتره یه دسته […]
  • این جا زمین است!این جا زمین است! (۲)
    این جا زمین است... بدبخت هارا مستند می کنند، خوشبختی را […]
  • قسم…قسم… (۲)
    من قسم می خورم این باران، بارانی معمولی نیست؛ حتما جایی […]
  • دلم تنگ نیست… تنها منتظر بارانم!دلم تنگ نیست… تنها منتظر بارانم! (۰)
    منتظر بارانم... در خلوت کوچه هایم باد می آید؛ اینحا من […]

اشتراک گذاری جمله های زیبا به همراه عکس در شبکه های اجتماعی :


اگه از این جمله خوشتون اومد؛ ما رو با یه کلیک ساده، تو گوگل محبوب کنید!