اجازه آقا!

کلاس عاشقی
اجازه آقا
من تازه آمده ام
هنوز نمی دانم روی کدام نیمکت بنشینم
توی کدام کتاب دنبال ردپای صداقت بگردم!
من جا مانده ام در اولین برگ
در اولین سطر"ای نام تو بهترین سرآغاز"
شعر عاشقی هیچ حفظ نکرده بودم
یک بار سالها دور، از رو خوانده بودم
که پر از غلط های املایی بود
نتیجه اش یک صفر بزرگ
اجازه آقا 
من دوباره آمدم
تا مهربانی دلم را با زندگی جمع بزنم
ضرب در بی نهایت
با دلهای شما تقسیم کنم
من آمده ام
تا یک مثنوی بلند عاشقانه را
برای این کلاس از حفظ بخوانم
فرصتی دوباره می خواهم

مطالب مرتبط بر اساس موضوع

  • کلام آخرکلام آخر (۱)
    خیال میکنم  به پیش من ایستاده ای  و چشم بر […]
  • تو بی من چه می کنی!؟تو بی من چه می کنی!؟ (۴)
    رویاهایم با تو کم نیست تویی که بامنی در سرزمین همیشه سبز […]
  • حرف های نگفتهحرف های نگفته (۲۴)
    حرف های نگفتنی را شب ها برای او می نویسم... راه آسمان خلوت […]
  • بی ارزشبی ارزش (۳)
    این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات […]

اشتراک گذاری جمله های زیبا به همراه عکس در شبکه های اجتماعی :


اگه از این جمله خوشتون اومد؛ ما رو با یه کلیک ساده، تو گوگل محبوب کنید!